![]() |
![]() |
|
|
((بسم رب الشهدا))
19 /بهمن /1365
این تاریخ چه چیزی رو به یاد شما میاره؟؟
گلوله خمپاره
آتیش که از زمین و آسمون روی بچه ها میریخت
صدها سره از تن جدا شده با لبای خشک به یاد ارباب
صدها پیکر به خاک و خون کشیده شده صدها دست در کنار نهر افتاده
خون خون خون و فریاد یا زهرا((س)
طرفی شلمچه.جزیره بوارین. ام الطویل. فیاض .کانال ماهیگیری .به دست دشمن افتاده بود و بچه ها باید آزادش میکردن دیگه هیچیو نمیدیدن . بعضیا عکس بچه هاشون رو تو جیبشون گذاشتن اگه تا حالا چشمای پر غم مادر هنگام خداحافظی جلوی چشماشون بوده اونم به فراموشی سپردن دنیا دیگه براشون هیچ معنایی نداشت همه فقط یه هدف رو دنبال میکردن.اینا همونایی هستن که اگه کربلا هم بودن حسین و تنها نمیزاشتن
یا زهرا(س)
رمز عملیات کربلای 5
دشت شلمچه شده بود کربلا ی ایران انگار تاریخ تکرار میشد
این روز پر از موفقیت و سربلندی رو به همه ی بچه رزمنده ها و یادگاران آن دوران مقدس و شهادت عده
ای از بهترین جوونای مملکت را به مادران این عزیزان تبریک میگيم(گوارای وجودشان )
هنوزم که هنوزه بچه ها قبل عید میرن شلمچه و قبل از اینکه به هر کس دیگه ای عید و تبریک بگن به خاطر زندگی خوبی که دارن و به نیت قدردانی نزد شهدا مشرف میشن و عید و تبریک میگن براشون سبزه میبرن و خلاصه هر جور شده میخوان دین خودشونو ادا کنن و به نیت خاک کربلا از خاک اونجا تبرک میجویند. عموی منم یکی از همون جوونا بود که در اوج جوونی در سن 19 سالگی جنازش برای همیشه در خاک شلمچه به یادگار گذاشته شد و برای ما فقط چند عکس و وصیت نامه و یک سربند قرمز رنگ که روی اون نوشته شده خونخواهان حسین(ع) و یک نقاشی بسیار زیبا بر روی دیوار طبقه چهارم ساختمان گردان عمار در پادگان دوکوهه و یاد و راهش رو به جا گذاشت(عمو جون به خاطر همه چیز ازت ممنونم)
اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم
یا علی مدد |
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 14:29 توسط مسافران سرزمین نور |
|
|
خدایا ما چیکار میتونیم بکنیم براشون؟؟؟؟دلامون داره آتیش میگیره ولی به جز دعا نمیدونیم چیکار میتونیم انجام بدیم....آخ خدا دارم روانی میشم...از خودم بدم میاد...چیکار کنم؟؟؟؟؟؟لعنت به همه کسانی که دم از حقوق بشر میزنن و دنیارو به این وضع کشوندن ایشالله بدتر از اینا سر بچه های خودشون بیاد ...البته مطمئنم در اون صورت هم احساسی نخواهند داشت...اینا یه مشت حیوانن که از خصلتهای انسانی هیچ بویی نبردن...و لعنت خدا بر هر ایرانیی که مسلمان بودن و فقط تو شناسنامش به یدک میکشه و با دیدن و شنیدن همه ی این اوضاع بازم پای ماهواره نشسته و اراجیف این کثافت هارو گوش میده و به اونا عشق میورزه و منتظره ۱۱ سپتامبره که شمع روشن کنه و تو خیابون مانور بده و اشک بریزه ..و لعنت خدا بر این سران عرب حیف سیب زمینی که به اینا نصبت بدی .خدای بچه های غزه تورو صدا میزنن کمکشون کن و راه کمک کردن به اونارو به ما نشون بده. .پس آقامون کی میاااااااااااااااااااااااد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
همگی بیاید برای نجات برادران و خواهرانمون در غزه از شر این شیاطین یهود سوره حشر بخوانیم و برای ظهور آقامون هم دعا کنیم. یا علی مدد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم دی 1387ساعت 2:42 توسط مسافران سرزمین نور |
|
|
دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود دلها همه آماده ی پرواز شود با بوی محرم الحرام تو حسین ایام عزا و غصه آغاز شود
السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين(ع)
ضمن عرض تسليت به مناسبت فرا رسيدن ايام سوگو اري ابا عبدالله الحسين (ع) و قتل عام مردم مظلوم غزه از همه دوستان التماس دعا داريم
هم معنوي هم مادي بيش از اين اينجا توضيح نميدم اگه كسي هست كه وضع ماليش بد نيست و دستشم تو كاره خيره بي زحمت به من يه ندا بده تا - بهش بگم- Asheghe_shalamche@yahoo.com
توروخدا تو اين هيئتاتون مارو يادتون نره
يا زينب(س)
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم دی 1387ساعت 1:56 توسط مسافران سرزمین نور |
|
|
بسم رب الشهدا
سلام به همه دوستان عزیز
خیلی وقته آسمان خاکی کم کار شده...امروز دوباره تصمیم گرفتم دوباره یه سر و سامونی به این وبلاگ آسمونی بدم ...البته با کمک و حمایت و نظرات سازنده شما دوستان خوبم
پس منتظر یه آپ عالی و شروع مجدد فعالیتهای ما در این وبلاگ باشید...یا علی مدد
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 15:4 توسط مسافران سرزمین نور |
|
|
(بسم رب الشهدا) لیست برنامه های ما: 1-تلاوت قرآن مجید 2-خواندن دسته جمعی دعای فرج 2- یک شعر زیبا در مدح خانم فاطمه زهرا(س) 3- سلام و خوش آمد گویی و تبریک 4- یک خاطره از یک شهید 5- شعری در مدح امام خمینی(ره) 6-پذیرایی بسم الله الرحمن الرحیم انا اعطیناک الکوثر ، فصل لربک وانحر . إن شانئک هو الابتر . به تو کوثر را عطا کردیم ای محمد (ص) پس برای پروردگارت نماز بگذار و شتر قربانی کن)) همانا ، دشمن کینه توز تو هم " ابتر " است )) اللهم کن لولیک الحجـة بن الحسـن صلواتک علیه و علی آبائـه فی هذه السـاعه و فـی کل ساعة ولیاً و حافظاً وقائداً وناصراً و دلیلاً و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا
سلام و خوش آمد خدمت همه دوستان عزیزی که قدم رنجه نمودند و در جشن مجازی ما شرکت کردند. اول باید بگم : انشالله که عزاداریهاتون در ایام فاطمیه مورد قبول خانم فاطمه الزهرا(س) و پدر بزرگوارشون رسول الله(ص) قرار گرفته باشه راستی این روزا دیگه وقت گرفتن عیدی از رسول اللهم هستا حواستون باشه (مارا هم فراموش نکنید) جا داره سه تا جشن مهم و تبریک بگیم: اول از همه این روز عزیز یعنی ولادت خانم فاطمه الزهرا(س) را اول خدمت همه زنها و مادران عزیز و بعد به همه ی بچه شیعه های باحال تبریک میگیم...
دوم روز ولادت امام و رهبر عزیزمون امام خمینی(ره) را خدمت ملت شریف ایران تبریک میگم....الهی قربون این امام خوشگل و خوشتیپم برم...کور شه چشه
دشمناش( ایشالله)
سوووووم جشن تولد وبلاگ آسمان خاکی که 3سال پیش با اتفاق نظر بچه های هیئت یحانه النبی افتتحاح شد و به همه ی برو بچه های گلمون تبریک میگیم... اینم کیک:
همونطور که میدوند بچه های ما در دوران جنگ ارادت ویژه ای به حضرت زهرا داشتند چند وقت پیش چشمم افتاد به یه خاطره درباره ی یک شهید بزرگوار که خاطره بسیار زیبایی هم هست و از شما دعوت می کنم حتما بخونیدش: توی خیلی از عملیاتها می اومد جلو و دنبال سربند یا زهرا (س) می گشت تا به یکی از عملیاتها رسید موقع پخش سربند کسی حاضر نشد سربند یازهرای خودشو به اون بده " اومد داخل سنگر تبلیغات گفت : سربند یا زهرا میخوام همه گفتند : نداریم گفت: پس وقتش رسیده با تعجب گفتند : وقت چی رسیده؟ گفت : بیا پشت پیراهنم بنویس" میروم تا انتقام سیلی زهرا بگیرم" صبح عملیات بچه های تبلیغات اومدن توی خط دیدن یه جنازهء شهید انتهای کانال هست رفتند کنارش دیدند از ناحیهء پهلو و صورت ترکش خورده و پشت پیراهنش نوشته : "میروم تا انتقام سیلی زهرا بگیرم" بچه های تبلیغات تازه فهمیدند که منظور شهید از گفته اش چه بوده.
واقعا ایول داشت جا داره شادی روح امام و شهدای عزیزمون یه صلوات مشتی بفرستیدا
ای خمینی.در سرت سودای عشق
ای که نامت جوشش دریای عشق
ازحضورت عشق پرمعنا شده است
ای تو پرمعناترین معنای عشق
هرسخن ازتو مراتازه کند
ای کلامت بارش باران عشق
روز بود.من بودم و امیدها
تا نشیند بر دلم پروای عشق
شب شدومن ماندم و درماندگی
رفت سوی آسمان سردار عشق
در دلم دردی نهان .سرواکند
ای طبیب درد بی درمان عشق و اما پذیرایی ما با یه داستان شروع می شود: یک روز حضرت محمد (ص) با امام علی (ع) در نخلستانی نشسته بودند که یک وقت سرو کله زنبور عسلی ظاهر شد و شروع کرد دور پیغمبر اکرم(ص) چرخیدن.پیامبر فرمود: یا علی میدانی این زنبور چه می گوید؟ حضرت فرمودند خیر. رسول الله فرمودند :این زنبور امروز مارا مهمان کرده و می گوید مقداری عسل در فلان محل گذاشتم آقا امیر المومنین را بفرستید تا آن را از آن محل بیاورد. امام علی بلند شدند و آن عسل را از آن محل آوردند . پیامبر فرمودند ای زنبور غذای شما که از شکوفه گل تلخ است . به چه علت آن شکوفه به عسل شیرین تبدیل می شود؟ زنبور گفت :یا رسول الله شیرینی این عسل از برکت ذکر وجود مقدس شماست چون هر وقت مقداری از شکوفه را استفاده می کنیم همان لحظه به ما الهام می شود که 3 بار بر شما صلوات بفرستیم وقتی می گوییم اللهم صل علی محمد و آل محمد به برکت صلوات بر شما عسل ما شیرین میشود حالا شما هم یه صلوات با حال بفرستید تا کامتون به برکت صلوات شیرین بشه.
در آخر باز هم از حضور شما دوستان عزیز کمال تشکر و داریم و از خداوند منان برای همه شما عزیزان بهترین آرزوهاراخواستاریم. التماس دعا یا علی مدد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 0:3 توسط مسافران سرزمین نور |
|
|
(بسم رب الشهدا )
سلام به همه ی دوستانی که در این مدت که من نبودم به وبلاگ ما سر زدن و با نظرات زیباشون مارو حسابی شرمنده ی خودشون کردن.عیدتونم مبارک
در ماه اسفند مثل هر سال قرار بود ما با بچه ها به جنوب بریم برای بازدید از مناطق ولی متاسفانه شهدا منو نطلبیدن و عده ای از بچه ها خودشون تک به تک با خانواده رفتن ولی ما همچنان در حسرت موندیم و من همه ی مشغله ی ذهنیم این بود که چرا شهدا امسال نمی خوان که من برم؟ چرا نمی طلبن...تا اینکه روزای آخر عید روز ۱۱ فروردین بالاخره قسمت ما هم شد و با ۲-۳ تا از بچه ها رفتیم...
از خوشحالی داشتم بال در میاوردم...
فقط اینقدر بگم که امسال با هر سال فرق داشت امسال مارو به معراج شهدا در اهواز بردن و اونجا منو دیوونه کرد...کلا حالم دگرگون شد وقتی اون شهدارو دیدم توی اون فضای معنوی وقتی به این فکر میکردم که شاید یکی از این شهدا جنازه ی عموی من باشه که در کربلای ۵ شلمچه مفقود الجسد شده دیوونه میشدم یادمه فقط فریاد میزدم و صداش میکردم ...اصلا دیگه دستام توان نوشتن درباره ی این سفر پر از معنویت و نداره همه ی وجودم و بغض و حسرت اینکه اینقدر زود گذشت فرا گرفته...
دوستان دعا میکنم هر کی تا حالا نرفته بره که اونجا واقعا بهشت رو زمین و کربلای ایرانه...
التماس دعا از همه
(راستی به اطلاع دوستانی که آیدیه من رو توی اد لیستشون دارن با عنوان zeynab3005 برسونم که آیدیه من توسط یک انسان بی شخصیت و ...هک شده و اگه این فرد حرفایی میزنه که ناراحتتون میکنه من واقعا شرمنده ام و اگر کسی هست که میتونه کمکم کنه به این آیدی برام آف بزاره لطفاasheghe_shalamche)
یا علی مدد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 13:17 توسط مسافران سرزمین نور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
الا حول ولا قوه الا بالله
ای دشمن حق ما دلیر و حق پرستیم برگرد تا سربند یا زهرا نبستیم |
|
RSS
|